• دوران

در اتاق کارش، پشت میزی که پر از طرح های نیمه کاره و کاغذ و مداد بود. صندلی را جلو می کشید و می نشست. به دوروبرش نگاه می کرد. مدادهایش را دسته می کرد. موهایش را با انگشت شانه می زد و دست هایش را روی بازوهایش می کشید. مدادی بر می داشت و دیگر گذشت ساعت ها را حس نمی کرد. سرش را وقتی بلند می کرد که کسی در اتاقش را زده بود، یا یکی از منشی ها برایش چای یا قهوه ای آورده بود. آن چای یا قهوه را با روی باز می گرفت و دست هایش را با آن گرم می کرد. حس می کرد هیچ دیواری نیست که نتواند از آن بگذرد، دیگر چیزی اورا شکست نخواهد داد. با نیرویی ناشناخته، با قبول و شناخت امکانات و توانایی هایش رویین تن شده است. مثل سنگ شده بود. اما سنگی مقاوم و درخشان و قیمتی. دست کم این را می دانست.

کافکا در جایی گفته بود: «امکانات برای من هست، اما زیر کدام سنگ قرار گرفته؟ »

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

دوران

  • تولید کننده: انتشارات مروارید
  • کد محصول: 6338
  • مولفان: روح‌انگیز شریفیان (نویسنده)
  • چاپ: اول
  • شابک: 9789641916338
  • صفحات: 265
  • جلد: شمیز
  • قطع: رقعی
  • زبان: فارسی
  • تاریخ انتشار: 3 مرداد 1398
  • موجودی: در انبار
  • 420,000ريال


کتاب های دیگر مولف

بچه چرا این قدر نق می زنی؟

بچه چرا این قدر نق می زنی؟

سال ها تصور بر این بود که کودک نوزاد متوجه اطراف خود نمی شود. در حالی که امروز می دانیم استقلال کودک..

80,000ريال

چه کسی باور می کند

چه کسی باور می کند

زن و شوهری مهاجر در قطار رهسپار سفری دراز هستند، زن در انزوای خود خواسته، باگذر از ایستگاه شهرها و م..

290,000ريال

روزی که هزار بار عاشق شدم

روزی که هزار بار عاشق شدم

روزی که هزار بار عاشق شدم" مجموعه ای از داستان های پراکنده روح انگیز شریفیان است که خط اصلی بیشتر آ..

100,000ريال