• غول آهنی
موجود اسرارآمیزی میله ها و سیم حفاظ های مزارع را می بلعد. تراکتور و ماشین های شخم زنی را می خورد. کشاورزها گیج شده اند و ترسیده اند. بعد شبی او را می بینند. غول آهنی بلندتر از یک خانه با چشم هایی مثل چراغ های جلوی ماشین که می درخشد موجودی سیرناشدنی که فلزها را می خورد. غول گرسنه باید متوقف شود. پسری به نام هوگارت که به اندازه ی کافی شجاع است غول آهنی را به خانه ای امن هدایت می کند. فقط هوگارت می داند که وقتی زمین ناامن شده است و به یک قهرمان نیاز دارد سراغ چه کسی برود. این کتاب ابتدا در سال 1968 منتشر شد داستانی کلاسیک که تد هیوز در ستایش صلح بر روی زمین و برای همه ی جهان نوشته است.

نظر بدهید

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

غول آهنی

  • 60,000ريال


کتاب های دیگر مولف

باله ی ماسه ها

باله ی ماسه ها

در خانه اش را قفل کرد و گریختمی خواست فراموشش کندفراز و نشیب راهفراز و فرود تنش را به یاد می آوردبه ..

36,000ريال

گزینه اشعار رضا چایچی